العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

231

شرح كشف المراد ( فارسى )

و ارادهء الهى ارادهء عبد را در هم مىشكند . در خاتمه اين دليل جناب علّامه رحمه اللّه مىفرمايد : اين استدلال را بعض الاشاعره از دليل متكلمين در باب توحيد الهى اقتباس نموده‌اند و خلاصهء آن دليل اينست كه : هرگاه در هستى دو آفريدگار باشند عالم تباه مىشود زيرا كه اگر فرض كنيم يكى از آن دو اراده كند آمدن باران را و ديگرى اراده كند نيامدن آن را يا اينست كه مراد هر دو واقع خواهد شد كه اجتماع نقيضين است و يا مراد هيچ‌كدام واقع نخواهد شد كه ارتفاع نقيضين است و يا مراد يكى واقع مىشود نه ديگرى كه اينهم ترجيح بلا مرجح است و فاسد است پس وجود دو آفريدگار در عالم باطل است و اين همان برهان تمانع است كه قرآن به آن اشاره كرده آنجا كه مىگويد : لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا . حال اين طرز استدلال در باب دو واجب الوجود قابل تصور هست باينكه فرض كنيم كه هر دو قدرت مساوى باشند ولى در ما نحن فيه جارى نيست زيرا كه دو قادر قدرتشان مساوى نيست بلكه قدرت عبد مغلوب و قدرت حق غالب است . دليل چهارم : مقدّمه : هر چيزى بخواهد در چيز ديگر تأثير گذاشته و آن را ايجاد كند بايد از آن جهت كه تأثير مىگذارد مخالف و مباين با او باشد يعنى خود اين حكم براى او ثابت نباشد فى المثل بايد واجب الوجود باشد تا بتواند تأثير كند و ممكنات را ايجاد كند يا قديم باشد تا بتواند در حوادث اثر بگذارد ، بايد مجرّد باشد تا جسم آفرين باشد بايد نامتناهى باشد تا بتواند متناهيات را بيافريند و . . . با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : ترديدى نيست در اينكه ما انسانها موجوداتى حادث هستيم يعنى نبوده و بعد پيدا شده‌ايم آنگاه امر حادث